داود بن محمود القيصري
102
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
ابا دارند ، بالذات موجود نمىشوند و موجوديت و تحقق در سنخ ماهيات بالعرض و المجازست نه بحسب حقيقت . بنابراين معيت وجود با ماهيت ، معيت خارجي و فرق بين اين دو بحسب تحليل عقلي است نه باعتبار واقع و نفس الأمر . به عبارت ديگر ماهيات أمور عدميه و از حدود و نفاد وجودات و ملازم با مراتب منتزلهء حقيقت وجودند نه با أصل حقيقت وجود و عليت و معلوليت و تشأن و ظهور و نوريت شأن وجود و از ماهيات بالذات أمور مذكوره با نقائض آنها مسلوبست بسلب بسيط تحصيلى و بايد از معيت وجود و ماهيت تلازم عقلي و اتحاد خارجي را قصد نمود ؟ اتحاد وجود با عدم ملازم آن كه همان حد وجود باشد . بناء على ما ذكرناه ، وجود در مقام منشأ بودن نسبت بآثار و احكام خود متكى به ماهيت نيست و آثار مرتبهء ماهيات در واقع آثار وجودست ولى از باب اتمّ انحاء اتحاد ، اتحاد امر متحصّل با شئ غير متحصل بين اين دو ، آثار هر يك از آنها به ديگرى سرايت مىنمايد . بنابراين معيت و اتحاد بحسب حقيقت و رقيقت بين وجود حق و وجود منبسط و فيض اقدس بالذات و بين نفس وجودات خاصه بالتبع است ولى نه بالمجاز ، چون وجود مقيد و اثر وجود مطلق از جهتي عين مطلق و از جهتي غير مطلق و فرق به تعين و عدم تعيّن است . معيت حق با ممكنات معيت وجودي و حقايق وجودي كه از باب مسامحه به آنها بافراد وجود تعبير نمودهاند از جهت اطلاق فعل سريانى حق در هياكل ممكنات و از جهتي آثار وجود مطلقند .